تبليغاتX
ستاره ی بی فروغ



من صبورم اما . . ......

 به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم

 یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم

من صبورم اما . . .

 چقدر با همه ی عاشقیم محزونم !

و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ

 مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

 من صبورم اما . . .

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

 بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ،

 از شب متروک دلم دور کند. . .

می ترسم .

من صبورم اما . . .

 آه . . . این بغض گران صبر نمی داند چیست !!!!


نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 9 توسط آراز |

*
*
*
*
*
*
*
****


www.irlearn.com