چشمانت رازآتش است
عشقت پیروزی آدمی
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد
وآغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
کوه با نخستین سنگ آغاز می شود
و انسان با نخستین درد
و من با نخستین نگاه تو آغاز شدم
زیبای من زندگی را تنها از روزن چشمهای زیبایت می بینم چشم هایی که رویای شب و روز من است
و نگاهت یگانه آفتابی که وجودم را لبریز از عشق می کند
من چشمهایت را مبداء تاریخ قرار خواهم داد
قرن پیش از چشمانت
قرن بعد از چشمانت